- هنوز پس از این همه سال برایم عجیب است که زائران آقا٬ با این وضعیت به سر و کله هم بزنند یا مثلا خانمها موهای همدیگر را بکشند و به همدیگر مشت و لگد بزنند تا اندکی انگشت خود را به ضریح مطهر امام مهربان برسانند. آیا آقا راضی به این مزاحمت ایجاد کردن هست ؟! مطمئنم که نیست . و چقدر لذت می برم که می بینم کسانی از دورتر٬ رو به ضریح مطهر آقا می کنند و عاشقانه با او سخن می گویند و اشک نرمی بر گونه هایشان جاری است و چقدر دلم می خواهد آقا هم همان طور که به این عاشقانش نگاه می کند به من هم عنایت داشته باشد.

- نمازهای جماعت حرمهای مطهر هم همیشه برایم بسیار جذاب بوده است و معمولا سعی می کنم در این نمازها شرکت کنم . راستش من مشهد را با آقای راشد یزدی اش هم خیلی دوست دارم بخصوص از زمانی که در حج از نزدیک با او آشنا شدم و برخی از ویژگیهای مثبت علمی و اخلاقی او را دیدم.

- این چند سال را توفیق داشته ام که در سخنرانی اولین روز بهار آقا در صحن جامع رضوی حاضر باشم . امسال اما هوا خیلی خیلی سرد است  به طوری که مردم نایلکسهای نویی را که برای کفشها به آنها داده بودند  به سر کشیده اند تا اندکی  سوز سرما را کمتر احساس کنند.با این حال فکر می کنم جمعیت حاضر در سخنرانی امسال آقا بسیار بیشتر از سالهای پیش است .

- فکر می کردم تمام مجموعه «داستانهای مجید» کیومرث پور احمد را دیده باشم  اما امسال دیدن فیلم سینمایی «نان و شعر» برایم غیر منتظره بود. واقعا از زیبایی این فیلم جا خوردم و  پوراحمد را بسیار تحسین کردم. هم داستان و هم بازی و هم کارگردانی و تلفیق هنرمندانه چند سوژه بکر٬ این فیلم را بسیار دیدنی کرده بود. آیا این فیلم بهترین فیلم نوروز امسال من خواهد شد؟!

- ظاهرا فیلمهای خوب سیما٬ امسال٬ همه ساعت سه بامداد پخش می شوند. خوب است بابت این  تدبیر ارزشمند از آقای ضرغامی حسابی تشکر کنیم !

- بچه ها به روال تابستانها خیلی مایل به رفتن به شاندیز و زشک هستند اما من قانعشان می کنم که به خاطر سرمای شدید هوا و اینکه مشهد٬ کرمان نیست که به این زودی همه جایش سبز شده باشد٬ از این مثلا تفریح بگذرند و می گذرند. البته چاره ای هم ندارند بیچاره ها !

- تکرار حضور بر سر مزار فردوسی هیچ گاه آزار دهنده نیست . بخصوص که رگه های روشنفکری راحیل ٬ بیشتر از خود حکیم طوس او را به سوی مزار اخوان ثالث می کشاند . پس از اینکه  به سر مزار فردوسی می رویم و فاتحه و چند سوره قرآن برایش می خوانیم به تمایلات شدید دینی او اشاره می کنم و دیباچه شاهنامه را برایشان مثال می آورم که از قضا در همانجا بر سنگ تراشیده اند . همچنین عشق شدید فردوسی را به امام علی «ع» که در چندین جای شاهنامه بروز پیدا کرده به آنان یاد آور می شوم .

               

- موزه جنب آرامگاه فردوسی تغییرات زیادی کرده است . از خانم راهنما می خواهم که از روی نقاشیها٬ هفت خوان رستم را برای بچه ها توضیح دهد. زهرا کوچولو خیلی خوشش آمده اما راحیل می گوید این چه امتیازی برای رستم است ٬ این که همه اش به مدد معجزه و یاری نیروهای دیگر در این میدانها پیروز شده است ؟! زهرا شش جلدکتابهای داستانی شاهنامه را که به زبان کودکان نوشته شده است به هزینه های این بازدید اضافه می کند!

- حالا نوبت راحیل است که سر فرصت به سر مزار زنده یاد مهدی اخوان ثالث برود و شمع مدرنی را که از قبل آماده کرده است روشن کند و بعد هم نوبت بازدید کنندگان دیگر که در کنار این شمع قشنگ٬ با اخوان عکس یادگاری بگیرند!

- زهرای کوچولوی ما هم که در ایام جشنواره عاشق اخراجیها شده پایش را توی یک کفش کرده که فردا باید ما را به سینما ببری . هر چه هم که می گویم شما که این فیلم را دیده اید به خرجشان نمی رود البته خودم هم بی میل نیستم که یک بار دیگر این فیلم را ببینم .گذشته از اینکه سینمای هویزه مشهد برای من یاد آور خاطرات بسیاری است !

                                                                                                      باز هم ادامه دارد!

 

سه‌شنبه ۱٤ فروردین ۱۳۸٦ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()
تگ ها: